الو کجایی چرا سر نمی زنی
گرفتارم!
شاید خیلی زیاد این کلمه رو بکار بردم ولی بعد از ازدواج و گرفتاری خیلی زیاد بارها مادرم این جمله بالا رو گفته و جواب زیریش رو شنیده حقیت اینه که در زندگی امروزی که وقت نمی کنی شام بخوری یا نهار یا سحری و به شدت وقتت کمه و این تهرون رو هم که قربونش برم جابجایش خودش وقت زیادی می گیره باعث شده مشکلات عجیبی پیدا کنم و به بی مهری و بی توجهی متهم بشم
شاید هم باید نگاه خودمون رو در زندگی پر هیاهو امروز عوض کنیم و قبول کنیم زندگی فرق کرده و با نبودن هم روز رو شب کنیم
حالا هر چی هست من به لحاظ مسایل فراوانی که درگیرشم شاید وقت کمتر با پدر مادر خواهر و همسر بگذارم و هر کدام به نوعی از من گلگی می کنند دوستان که جای خود شما حساب کنید نزدیکان به آدم دور باشند دورها جای خود دارند.
خواندن / ارسال نظرات :0چند وقته که اینجا چیزی ننوشتم چون خیلی گرفتار بودم حالا خلاصه حرفامو یکجا می نویسم:
1. حنانه قصه ما از گربه می ترسه و من این رو می دونستم چندی پیش نمی دونم چرا حنانه رو با گربه ترسوندم حنانه خیلی از دست من دلخور شد البته بیشتر برای اینکه من با علم اینکه می دونستم می ترسه ترسوندمش ...
تو زندگی مشترک شما خیلی از نقاط ضعف طرفتون رو خواهید دونست اما نباید سو استفاده کرد!
2. اسباب کشی ما به اتمام رسید البته کلبه ما www.kolbehma.ir همچنان سرجاشه
دیگه اینکه ماه رمضان نزدیکه التماس دعا
این دهان بستی دهانی باز شد
تا خورندهء لقمههای راز شد
لب فروبند از طعام و از شراب
سوی خوان آسمانی کن شتاب
گر تو این انبان ز نان خالی کنی
پر ز گوهرهای اجلالی کنی
طفل جان از شیر شیطان باز کن
بعد از آنش با ملک انباز کن
چند خوردی چرب و شیرین از طعام؟
امتحان کن چند روزی در صیام
چند شبها خواب را گشتی اسیر؟
یک شبی بیدار شو دولت بگیر
منبع

سبو بشكست و دل بشكست و جام باده بشكسته
خدايا در سراي ما چه بشكن بشكن است امشب !من نمیشکنم بشکن!!
بشکن بشکنه بشکن...
طولانی ترین سفر ها هم تموم می شه فردا صاحبخونه ما از هلند میاد و باید از اینجا که هستم به مقصد نامعلومی اسباب کشی کنیم چه زود دو ماه سفر هلند صاحبخونه تمام شد!
علی چی کار کنم زندگی شیرین بشه؟
حنانه شکر قاطیش کن!
شما مجاز هستید که بدون محدودیت قانونی از هر کدام از مطالب این سایت به صورت آزاد و بدون ذکر نام و برای هر مقصودی و با هر تغییری استفاده نمایید.




